مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • خزر، دریا* |
  • خزانة الحکمه* |
  • خزانه* |
  • خزاعه | خُزاعه، از قبایل قحطانی عرب، و شاخه‌ای از قبیلۀ بزرگ ‌ازد که در حجاز، مقارن بعثت پیامبر اکرم (ص) و تا حدود یک سده بعد از رحلت ایشان، نقشهای مهم سیاسی و اجتماعی داشتند
  • خرقان، برجهای آرامگاهی | خَرَقان، بُرْجْهایِ آرامْگاهی، از مشهورترین برجهای آرامگاهی دورۀ سلجوقی در ایران؛ برج شرقی مدفن ابوسعید بیجر پسر صد ... (د 460 ق / 1068 م)...
  • خرطوم | خُرْطوم، یا خَرطوم، پایتخت سودان شمالی، و استانی به همین نام در آن کشور. خرطوم در محل تلاقی رود نیل سفید و آبی، در ارتفاع 400 متری از سطح دریا...
  • خزاز | خَزّاز، ابوالحسین (ابوالحسن) عبد‌الله بن محمد بن سفیان (د ربیع‌الاول 325 / فوریۀ 937)، ادیب، شارحِ قرآن و نحوشناس بغدادی.
  • خرمشهر | خُرَّمْشَهْر، شهری بندری و مرکز شهرستانی به همین نام در استان خوزستان. شهرستان خرمشهر در جنوب ‌غربی استان خوزستان واقع است
  • خرم دینان | خُرَّمْ‌دینان (خرّمیه، خرّم‌دینیه)، فعالان جنبشی ایرانی در اواخر سدۀ 2 و اوایل سدۀ 3 ق / 8- 9 م. کمتر پدیده‌ای در سده‌های نخست هجری قمری به اندازۀ خرمیه یا خرم‌دینی، تا این حد مبهم و رازآلود به نظر می‌رسد
  • خرم دره | خُرَّمْ‌دَرّه، شهرستان، شهر و دهستانی در جنوب شرقی استان زنجان. امروزه روستایی نیز با همین نام در 37کیلومتری جنوب خاوری زنجان قرار دارد
  • خرما* |
  • خرگوشی | خَرْگوشی، ابوسعد عبدالملک بن ابوعثمان محمد بن ابراهیم خرگوشی نیشابوری (د 406 یا 407 ق / 1015 یا 1016 م)، معروف به ابوسعد واعظ و عبدالملک واعظ، عالم، زاهد، سیره‌نویس و واعظ شافعی‌مذهب.
  • خرم آباد | خُرَّمْ‌آباد، شهرستان و شهری در استان لرستان و مرکز آن، واقع در غرب ایران: شهرستان خرم‌آباد: این شهرستان بنا بر تقسیمات کشوری در ۱۳۹۱ ش، از ۴ بخش به نامهای بیرانوند،
  • خرقی | خَرَقی، ابومحمد عبدالجبار بن عبدالجبار بن محمد بن ثابت بن احمد ثابتی خرقی، دانشمند و فقیه سدۀ 6 ق / 12 م و نویسندۀ آثار مهمی در علم هیئت.
  • خرگرد، مدرسه* |
  • خرقی | خِرَقی، ابوالقاسم عمر بن حسین بن عبدالله (د 334 ق / 946 م)، فقیه حنبلی و صاحب کتاب مشهور المختصر فی الفقه در مذهب حنبلی.
  • خرقه | خِرْقه، اصطلاحی در تصوف، به معنی جامه‌ای پشمین و خشن، که صوفیه به‌عنوان نماد ظاهریِ منش و مسلک خود می‌پوشیدند.
  • خرقانی | خَرَقانی، ابوالحسن علی بن جعفر (احمد) سلمان (351- 425 ق / 962-1033 م)، از صوفیان نامدار خراسان در سده‌های 4 و 5 ق / 10 و 11 م. وی در روستای خرقان از توابع بسطام (در قومس قدیم که امروزه در استان سمنان قرار دارد)
  • خرداد | خُرْداد، یکی از 7 فرشتۀ مقرب اهوره‌مزدا، و سومین ماه سال و ششمین روز از ماههای ایرانی: 1. خرداد، یکی از 7 امشاسپند (فرشتۀ مقرب اهوره‌مزدا )
  • خراسانی، سبک | خُراسانی، سَبْک، ویژگیهای مشترک فکری، زبانی و ادبی در نظم و نثر فارسی دری از ابتدای ظهور (میانۀ سدۀ 3 ق / 9 م) تا پایان سدۀ 5 ق / 11 م.
  • خراج | خَراج، اصطلاحی ناظر به نوعی مالیات بر زمین کشاورزی که از سدۀ نخست هجری در میان مسلمانان رواج داشته است. خراج در تاریخ تمدن اسلامی، در نظام مالی دول نقشی محوری داشته و زمینه‌ساز یکی از اصلی‌ترین دیوانها در نظام دیوان‌سالاری مسلمانان بوده است.
  • خربة البیضاء | خِرْبَةُ الْبَیْضاء، بازماندۀ بنایی در سوریه، در حدود 100 کیلومتری جنوب شرقی دمشق، که از شرق رو به سوی رُحبه ــ زمینی پست کـه حد شمالـی جزیرةالعرب دانسته شده
  • خرچنگ* |
  • خراسان، بنی | خُراسان، بَنی، سلسله‌ای از عربهای صُنهاجه که از 454 تا 554 ق / 1062 تا 1159 م بر تونس حکمرانی کردند. این سلسله را به سبب انتساب به خراسان، نیایشان بنی خراسان خوانده‌اند.
  • خدیویه | خَدیویّه، عنوان خاندان فرمانروایان مصر از سدۀ 13 تا نیمۀ دوم سدۀ 14 ق / 19-20 م. فرمانروایی این خاندان با قیام و چیرگی محمدعلی پاشا ...
  • خرابات | خَرابات، جمع خرابه، و به معنی ویرانه‎ها، که در متون مختلف به دو مفهوم حقیقی (یا لغوی) و مجازی (یا اصطلاحی) به کار رفته است.
  • خراسان | خُراسان، عنوان 3 نشریه که از دورۀ قاجار تاکنون به تناوب در خراسان منتشر شده است:
  • خراز | خَرّاز، ابوسعید احمد بن عیسى بغدادی (د 277 یا 279، 286ق / 890 یا 892، 899 م)، عارف پرآوازۀ سدۀ 3ق / 9م.
  • تهران، کنفرانس | تِهْران، کُنْفْرانْس، دیدار و مذاکرات سرانِ 3 قدرتِ متفق ایالات متحدۀ آمریکا، بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی در تهران در خلال جنگ جهانی دوم (7 تا 10 آذر 1322ش/ 28 نوامبر تا اول دسامبر 1943م). این کنفرانس در عین حال که از لحاظ تصمیم‌گیری دربارۀ استراتژی جنگ و پس از جنگ برضد قدرتهای محور یعنی آلمان، ژاپن و ایتال...
  • خراطی | خَرّاطی، پیشه‌ای سنتی جهت ساخت اشیاء چوبی به شکلهای گرد، استوانه‌ای و مخروطی با دستگاه خراطی، برای مصارف گوناگون خانگی، ساختمانی، ورزشی، اسباب‌بازی و جز اینها.
  • خالکوبی |
  • خرما | خُرْما، میوۀ درخت نخل، با ارزش اقتصادی، معیشتی و کارکردهای آیینی در ایران.
  • ختنه و ختنه سوران | خَتْنه و خَتْنه‌سوران، ختنه به بریدن پوست اضافی نوک آلت تناسلی پسربچه‌ها گفته می‌شود و ختنه‌سوران به‌عنوان یکی از جلوه‌های آیینی تشرف، جشنی است که بدین مناسبت برگزار می‌شود.
  • خر، | خَر، چهارپای فردسُم اهلی و باربر که در باورهای مردم کارکردی دوگانه (مثبت و منفی) دارد.
  • خارپشت | خارْپُشْت، پستانداری خاردار با جایگاهی ویژه در فرهنگ مردم ایران، از عهد باستان تا کنون.
  • خرس | خِرْس، از جانوران پستاندار وحشی و قدرتمند، با جثه‌ای بزرگ و پرمو که از دیرباز صفات و ویژگیهایش از موضوعات پربسامد در ادبیات، اساطیر و فرهنگ ایرانیان بوده است.
  • خرقه | خِرْقه، جامه‌ای پیراهن‌مانندِ آستین‌دار و جلوبسته، که صوفی آن را با آداب خاصی از دست پیر طریقت می‌پوشید.
  • خرمن، جشن | خَرْمَن، جَشْن، از جشنهای آیینی و سالانۀ کشاورزی با کارکرد شکرگزاری در هنگام برداشت محصول و خرمن‌کردن آن.
  • خانه | خانه، فضای خصوصی زندگی انسان. در ساختار فرهنگی مردم ایران، خانه فضای خصوصی برای زندگی یک خانواده است که معمولاً اصل محرمیت در طراحی و احداث آن رعایت می‌شود تا افراد خانواده از دید اشخاص نامحرم محفوظ باشند.
  • خر دجال | خَرِ دَجّال، مرکب معروف دجال که در آغاز آخرزمان، با فریبندگیهای خاصی که دارد، همه را از خانه و محل کار بیرون می‌آورد و به دنبال خود می‌کشد.
  • خرزهره | خَرْزَهْره، درختچه‌ای زینتی با کاربردهای گوناگون در پزشکی.
  • خارخانه | خارْخانه، یا خیش‌خانه، کلبه‌ای تابستانی که بعضی از وجه‌های آن را با خار، یا خیش (نک‍ : ادامۀ مقاله) پوشانده‌اند.
  • ختمی | خَتْمی، یا خطمی، از گیاهان خودرو با رنگها و خواص دارویی مختلف.
  • خرف خانه | خِرِفْ‌خانه، کلبه‌هایی ساخته‌شده از سنگ که گفته می‌شود در گذشته، عشایر کوچ‌رو به هنگام ییلاق و قشلاق، سالمندان بیمار یا ناتوان از پیمودن ادامۀ مسیر را همراه مقداری آب و خوراک در آنها می‌گذاشتند و خود، مسیر کوچ را ادامه می‌دادند.
  • خاور و باختر | خاوَر و باخْتَر، داستانی منثور از نویسنده‌ای ناشناس. داستان چنین آغاز می‌شود: افتتاح هر سخن در نزد مرد هوشیار / نیست نامی بِه ز نام نامی پروردگار...
  • خرج بری |
  • خرسک | خِرْسَک، از بافته‌های رایج صنایع دستی و نوعی قالی درشت‌بافت نا‌مرغوب و بد‌نقش. خرسک بیشتر با مواد و مصالح تمام‌پشم بافته می‌شود و بافت و کاربرد آن به‌طور معمول در میان ایلات و عشایر و حتى روستاییان سرتاسر ایران متداول است.
  • خاکسپاری | خاکْ‌سِپاری، یا دفن، سنت دیرینۀ به‌خاک‌سپردن پیکر بی‌جان مردگان، مرکب از اعمال ترتیبی: غسل، کفن، نماز، گذاشتن در لحد، تلقین و پر کردن قبر با خاک پس از مراسم تشییع.
  • خاکستر | خاکِسْتَر، گَرد نرمی که از سوختنِ چیزی باقی می‌ماند.
  • خج و سیامند | خَج و سیامَنْد، از داستانهای عاشقانۀ کهن کردی که در قالب نثر و نیز شعر هجایی به لهجه‌های کرمانجی و سورانی در مناطق مختلف کردنشین نقل می‌شود.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: